زمینه و هدف: امروزه اغلب پژوهشگران نقش کنشهای اجرایی در بروز ناتوانیهای یادگیری را تأیید میکنند. هدف این پژوهش مقایسه حافظه کاری و سازماندهی و برنامهریزی کودکان با و بدون ناتوانیهای یادگیری بود.
روش: طرح پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بود. 120 دانش آموز مبتلا به ناتوانیهای یادگیری (30 نفر نارساخوان، 30 نفر با ناتوانی ریاضی، 30 نفر با ناتوانی بیان نوشتاری، و 30 نفر عادی) به روش در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان آزمون های هوش ریون (1938)، خواندن و نارساخوانی نما (کرمینوری و مرادی، 1384)، ریاضیات کیمت (کرنولی و همکاران، 1976)، آزمون تشخیص نارسانویسی پژوهشگرساخته، برج هانوی (شالیس، 1982)، و فراخنای عددی (وکسلر، 1939) را پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که حافظه کاری و سازماندهی و برنامه ریزی کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری (نارساخوانی، ناتوانی ریاضی، نارسانویسی) به طور معناداری ضعیفتر از کودکان عادی است (05/0 > P).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت مربیان کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری، تمرین هایی را برای تقویت حافظه کاری و سازماندهی و برنامه ریزی این افراد در نظر بگیرند تا در عملکرد تحصیلی آنها بهبودی حاصل گردد.