زمینه و هدف:طبیعت، در معنای اخلاقی، دارای شأن ذاتی است، نه ابزاری. لذا این پژوهش با هدف بررسی تأثیر الگوی کالبدی سکونتگاهها (ویلایی و آپارتمانی) بر گرایش ذهنی و رفتاری کودکان به فضای دیجیتال و گسست آنها از طبیعت، با تمرکز بر مفهوم «حق مادرزاد بر طبیعت» انجام شده است. روش: روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد ترکیبی (کمّی و کیفی) و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال و والدین آنها در محلات منتخب شهر زنجان بوده و با استفاده از نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، حدود ۲۰۰ نمونه انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامههای بسته برای کودکان و والدین، و مصاحبههای نیمهساختیافته گردآوری و با روش رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافتهها:یافتهها نشان میدهند که الگوی مسکن و نگرش والدین به تنهایی تأثیر معناداری بر فرگشت ذهنی کودکان و گرایش آنها به دنیای دیجیتال ندارند. عوامل کالبدی نظیر نور طبیعی، فضای بازی و تعامل با طبیعت نیز بهتنهایی قادر به تبیین کامل این گرایش نیستند و نیازمند تحلیل در تعامل با متغیرهایی چون کیفیت دسترسی به فناوری، ویژگیهای فردی کودک، شرایط خانوادگی و محیط آموزشی هستند. مقدار ضریب تعیین (R²) در مدلها نیز بر وجود عوامل مکمل در تبیین فرایند فرگشت ذهنی دلالت دارد. نتیجهگیری:تقویت فرگشت ذهنی کودکان مستلزم رویکردی جامع است که شامل بهبود کیفیت استفاده از فناوری، طراحی فضاهای خلاقانه و تعاملی، ارتقای تعاملات خانوادگی و فراهمسازی محیطهای انگیزشی باشد؛ نه صرفاً مبتنی بر الگوی کالبدی مسکن.
حضرتی مجید، ارتیشه دار نفیسه، حیدری محمد تقی. حق مادرزاد بر طبیعت در الگوی مسکن و فرگشت ذهنی کودکان در گرایش به دنیای دیجیتال (مورد مطالعه محلات شهر زنجان). فصلنامه سلامت روان کودک. 1405; 13 (2) :220-240